بسم  رب الشهداء والصدیقین

Copy of 20

شهید: محمّد باقری

نام عملیات: مطلع الفجر

نام پدر: موسی

منطقه عملیات: شیاه کوه (گیلان غرب)

تاریخ تولد: ۱۳۴۰

تاریخ شهادت: ۱۰/۱۰/۱۳۶۰

محل تولد: ساری-روستای جامخانه

زندگی نامه

شهیدی ازتبار هابیل از مخلصان مکتب حسین بن علی (ع) و لبیک گوی روح خدا، خمینی بت شکن . محمّد باقری در سال ۱۳۴۰ در روستای جامخانه دیده به جهان گشود.شهید محمّد باقری دوران کودکی خود را در روستای جامخانه گذراند . با شوقی فراوان به آموختن روانه اجتماع کوچک در مدرسه ی ابتدایی روستای مذ کور شد .سپس با گرفتن مدرک قبولی ابتدایی خود به مدرسه راهنمایی نیما واقع در بخش هشت ساری روانه شد و مدت ۳سال را در آن مدرسه مشغول تحصیل بوده و با گرفتن مدرک قبولی به دبیرستان سعدی روانه شد و پس از اخذ دیپلم در آزمون دانشگاه شهادت  واقع در غرب ایران شیاه کوه شرکت کرده که خوشبختانه قبول شد و روانه این دانشگاه پهناور همیشه جاویدشد.جائی که انسان خود را نمی بیند و همیشه خدا را می بیند. در این دانشگاه مدت مدیدی در بین هم ردیفانش با سعی و کوششی که داشت به مبارزه با نفس خویشتن و بعیثیون پرداخت که سر انجام در عملیات مطلع الفجر با رمز    ((یا مهدی ادرکنی )) در جبهه گیلان غرب واقع در شیاه کوه به درجه ی رفیع شهادت نائل آمد.ضمنأ این شهید اولین شهید روستا می باشد. یاد،حماسه سازان  ۸ سال مقّدس گرامی و مستدام باد.

وصیتنامه شهید محمد باقری جامخانه 

بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله أمواتا بل أحیآء عند ربهم یرزقون .

در اسلام شهادت واژه ای است که قداست خاصی دارد اگر کسی با مفاهیم اسلامی آشنا باشد در عرف خاص اسلامی کلمه ای را تلقی کند احساس می کند که نور این کلمه را فرا گرفته است آن کلمه شهید است این کلمه در همه عرفها توأم با ارزش و عظمت است چیزی هست که معیارها و ملاکها متفاوت است از نظر اسلام هر کس به مقام و درجه شهادت نائل آید که اسلام با معیارهای خاص خودش او را شهید بشناسد یعنی واقعاً در راه هدفهای عالی اسلامی بر انگیزه برقراری ارزشهای واقعی بشری کشته شود به یکی از عالیترین درجه و رتبه که انسانی ممکن است در مسیر صعودی خود نائل می شود نائل  می گردد . در اینجا به چند خصوصیت یک شهید از جمله حق شهید .

حق شهید : تمام کسانی که به بشریت به نحوی خدمت کرده اند حق به بشریت دارند . عده ای از راه علم از راه فلسفه از راه اندیشه و از راه صنعت از راه اختراع و اکتشافات ولی هیچکس حقی به اندازه حق شهید بر بشریت ندارند . چرا و به چه دلیل حق شهیدان از حق سایر خدمتگزاران بیشتر و عظیمتر است ؟‌به دلیل اینکه شهید با فداکاری و از خود گذشتگی و سوختن و خاکستر شدن خود محیط را برای دیگران مساعد می کند . مَثلِ شهید مثل شمع است که خدمتش از نوع سوخته شدن و پرتو افکندن است تا دیگران در این پرتو که به بهای نیستی او تمام شده بنشینند و آسایش بیابند و کار خویش را انجام دهند . آری شهدا شمع محفل بشریتند و سوختند، محفل بشریت را روشن کردند اگر این محفل تاریک میماند هیچ دستگاهی نمی توانست کار خود را آغاز کند یا ادامه دهد

بدن شهید : هرفرد مسلمان که می میرد بر دیگران واجب است که بدن او را به ترتیب مخصوص غسل دهند و شستشو نمایند ولی این دستور یک استثناء دارد و آن استثناء شهید است از این دستور فقط نماز دفن و در مورد شهید اجرا می شود بدن شهید یک جسد متروح است یعنی جسدی است که احکام روح بر آن جاری شده است .

منطق شهید : هر کس و گروه منطقی دارد . یعنی طرز تفکری دارد، هر کس پیش خود معیارها و مقیاسهایی دارد که با آن معیارها و مقیاسها درباره کارها، بایدها و نبایدها قضاوت می کند . شهید منطق ویژه ای دارد . منطق شهید را با منطق افراد معمولی نمی شود سنجید . شهید را نمی شود در منطق افراد معمولی گنجانید . منطق او بالاتر است . منطقی است آمیخته با منطق عشق از یک طرف و منطق اصلاح و مصلح از طرف دیگر. آری منطق شهید منطق دیگر است . منطق شهید منطق سوختن است و روشن کردن است منطق حل شدن و جذب شدن در جامعه برای احیای جامعه است منطق دمیدن روح به اندام مرده ارزشهای انسانی است منطق حماسه آفرینی است منطق دورنگری بلکه بسیار دورنگری است .

خون شهید : شهید چه می کند شهید تنها کارش این نیست که در مقابل دشمن می ایستد یا دشمن را می زند یا از دشمن می خورد اگر تنها این بود باید بگوئیم آن وقتی که از دشمن می خورد و خونش را می ریزد، خونش هدر رفته است نه هیچوقت خون شهید هدر نمی رود خون شهید بر زمین نمی ریزد خون شهید هر قطره اش تبدیل به صد قطره و هزار قطره بلکه به دریای خون می گردد و در پیکر اجتماع وارد می شود لهذا پیغمبر (ص) فرمود :

ما من قطره احب الله من قطره دم فی سبیل الله

« هیچ قطره ای در مقیاس حقیقت و در نزد خدا از قطره خونی که در راه خدا ریخته شود بهتر نیست » شهادت تزریق خون است به پیکر اجتماع این شهدا هستند که به پیکر اجتماع و در رگهای اجتماع خاصه که دچار کم خونی هستند خون جدید وارد می کنند .

شعری از شهید محمد باقری

صحرا، صحرا، صحرا سنگر، سنگر،سنگر
جایگاه و مسکن دلیران خانه دلاوران و شیران
درون سنگر ببین چه سان صفا کنیم برای اسلام جان خود فدا کنیم
ببین چه سر به دامن صحرا جوانیم برون کنم در ره وطن فدا
که ماند افتخار من بجا
نگو پادگان بگو جمع جوانان که از جمعش شده باغ گلستان
ز بس درجا زدم با پای ایمان شکستم آن همه بتهای ایران 
تو هم بشنو ز حرفم را برادر جان نگو زندان بگو عدل جاویدان

الهم الرزقنی شفاعه الحسین یوم الورود

بر گرفته از سایت عترت النّبی (ص)

 

 

 

این خبر را به اشتراک بگذارید :